وانيا


وانيا

خاطرات من ... همچي

نوشته شده در یک شنبه 28 اسفند 1390,ساعت 13:39 توسط آتنا| |

http://avazak.ir/gallery/albums/userpics/10001/Photo-Skin_ir-Girl115.jpg

نوشته شده در یک شنبه 28 اسفند 1390,ساعت 13:21 توسط آتنا| |

واقعا برام عجیبه

آخه من کار خاصی نکردم

که آدم مغرور و خودخواهی مث تو

حالا شده ی عاشق

که برای ی شروع دوباره

حاضره حتی از غرورشم بگذره

خودت میگی محبته

شایدم هست ...

بهر حال ...

منم دوستت دارم ...

نوشته شده در یک شنبه 28 اسفند 1390,ساعت 12:48 توسط آتنا| |

شاید زندگی بدون تو ی چیزایی کم داشته باشه

ولی هنوزم ادامه داره

می خوام بقیه راهو ی جور دیگه برم

امروز تصمیممو گرفتم

امیدوارم انتخابم درست باشه

 

نوشته شده در یک شنبه 14 اسفند 1390,ساعت 22:34 توسط آتنا| |


 

تنهایی را دوست ندارم ولی

 

زندگی به من آموخت

 

تنهایی بهتر از بودن با خیلی هاست ...

 

...............

 

می دونی دیگه دارم خسته میشم

 

همه تشویقم می کنن که تمومت کنم

 

می دونی تو همیشه تو رویاهاتی

 

چیزی از واقعیت نمی دونی

 

خیلی چیزایی ی بازیه

 

مثل عشقی که دوروبرت می بینی

 

شاید من عاشقت نباشم

 

ولی بیشتر از هر کی دوست دارم

 

و بازی ای در کار نیست

 

کاش می فهمیدی


نوشته شده در شنبه 22 بهمن 1390,ساعت 16:41 توسط آتنا| |

نوشته شده در پنج شنبه 20 بهمن 1390,ساعت 10:33 توسط آتنا| |

دختر عزيزم

مي دوني كه معناي قشنگ اسمت اينه

هديه باشكوه خداوند

خيلي بيشتر از اوني كه فكرشو بكني

بيشتر از همه ي ماماناي دنيا

دوست دارم

فقط اميدوارم اتفاقي كه ازش ميترسم

نيفتاده باشه

وگرنه ....

نوشته شده در دو شنبه 17 بهمن 1390,ساعت 11:38 توسط آتنا| |

نوشته شده در جمعه 14 بهمن 1390,ساعت 19:30 توسط آتنا| |

نوشته شده در پنج شنبه 13 بهمن 1390,ساعت 12:12 توسط آتنا| |

نوشته شده در پنج شنبه 13 بهمن 1390,ساعت 12:5 توسط آتنا| |

نوشته شده در چهار شنبه 12 بهمن 1390,ساعت 21:46 توسط آتنا| |

نوشته شده در چهار شنبه 12 بهمن 1390,ساعت 13:18 توسط آتنا| |

نوشته شده در چهار شنبه 12 بهمن 1390,ساعت 12:10 توسط آتنا| |


Design By : Night Skin